حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

13 ماهگیت مبارک دختر نازمون

نفس مامان وبابا ، عمر ما ، دختر وروجک و نازنین ما ، 13 ماهگیت مبارک. راستشو بخوای هزار ماشاله به توان N شما خیلی خیلی شیطون شدی ، البته من و بابا تصمیم گرفتیم دیگه صفت شیطون رو برای شما استفاده نکنیم و صفت وروجک رو به جای اون جایگزین کردیم وبلههههههههههه خیلی خیلی وروجک شدی ، مامان و بابا (البته مامان بیشتر ) خیلی خوش خیال بودیم که فکر میکردیم همین که شما چهار دست و پا میری خیلی مراقبتت سخت شده ، در صورتی که الان که راه افتادی خیلی خیلی ... بیشتر باید هواسمون بهت باشه ماشاله مثل موشک تو یه لحظه به هدف مورد نظر میرسی و تصمیمت رو اجرایی می کنی ، به قول بابا حسن وقتی یه چیزی رو حسنا خانم می بینه و شما هم میبینی و تصمیم بگیرید که اونو برداری ...
12 خرداد 1394

جشن نوروز 94

22 اسفند ماه ، از طرف موسستون جشن نوروز گرفته بودن که هر کدام از بچه ها به همراه پدر و مادرشون دعوت شده بودن .ما هم سه تایی به این جشن قشنگ رفتیم و خیلی خوش گذشت.   عزیز دلمون ، اینجا تازه به جشن رسیدیم.   هنوز از راه نرسیده آویزهای شمعدانی وسط میز نظرت رو جلب کرد و میخواستی بکنی ، فدای این دختر شیطون بشیم ، عزیز دلمون می افته .   این هد قشنگی رو هم که به سرت زده بودیم رو دوست نداشتی و همون اول از سرت برداشتی.   اینجا هم با سفره هفت سین عکس انداختیم که سفره روی میزه و دیده نمیشه.   فرشته آسمونی ما در بین فرشتگان دیگر   حسنا جون از اونجایی که هنوز ...
8 ارديبهشت 1394

کارگاه دو زبانه مادر و کودک -ترم 1 ، جلسه 2

حسنا جون جلسه دوم کلاستون که رفتیم نقاشی داشتید و از قبل بهمون گفتن که براتون پیشبند یا یه لباس دیگه که کثیف شد اشکال نداشته باشه بیاریم ، ما هم برای شما پیش بند لباسیتو بردیم ، خیلی خوشحال بودیم چون می خواستی اولین نقاشیتو بکشی.نقاشی هم با فرنی های رنگی بود که خوردنش هم اشکالی نداشت. اینجا تازه به کلاس رسیدیم .   دختر گلمون ، شما هم خدا رو شکر کلاستو دوست داری و اینجا هنوز نرسیده داری دست میزنی.   این سبزه رو هم به خاطر اینکه عید نوروز نزدیکه تو کلاس بهت تقدیم کردن ، پیشاپیش سال نو مبارک   برای خلق بهترین اثر هنری داری آماده میشی.   و حالا . . . ...
8 ارديبهشت 1394

کمک های حسنا خانم در خونه تکونی

حسنا جون ، نیمه اسفندماه من و بابا حسن سخت مشغول خونه تکونی بودیم و شما رو هم طبقه بالا ، خونه مامانی و بابایی بابا گذاشتیم ولی وقتی دلت تنگ می شد و عمه ها میاوردن مامان و بابا رو ببینی حسابی کمک میکردی ، البته من و بابا حسن هم حسابی دلمون برات تنگ می شد ولی برای اینکه خسته نشی راضی به زحمتت نبودیم . اینجا داری تزیینات اتاقتو به سلیقه خودت انجام میدی.   قربون نشستن جالبت بریم .   مامان این چرا زمین افتاده؟اجازه بدید منم یه کمکی بکنم   آهان برداشتم   حالا میذارم اون بالا.   آخ جون همونی که دوست داشتم همیشه بهش دست بزنم اومده پایین . اینا چیه ازش آویز...
30 فروردين 1394

کارگاه دوزبانه کودک و مادر- ترم1، جلسه1

حسنا جون ، ماجرا از اونجایی شروع شد که من و بابا خیلی دوست داشتیم که شما زبان انگلیسی رو از همون بچگی مثل زبان مادری صحبت کنی ، به همین خاطر دست به کار شدیم و تو اینترنت در مورد این موضوع کلی سرچ کردیم و کارگاه دوزبانه کودک و مادر رو پیدا کردیم . خلاصه ... رفتیم توی سایتش:   که دیدیم توش نوشته: "کودکان، به دلیل توانایی های ذاتی ذهنشان، قادر به فراگیری حتی بیش از دو زبان از بدو تولد می باشند. آن ها به راحتی با کسب تجربه از محیط اطرافشان، دو زبان را از هم تشخیص داده و قوانین دستوری و واژگان مربوط به هر کدام را، جداگانه در مغزشان دسته بندی کرده و بسط می دهند. این حقیقت دارد که کودکان تا سن سه سالگی بدو...
24 فروردين 1394

عکس های آتلیه 1 سالگی

حسنای نازمون ، بعد از تولد 1 سالگیت آتلیه رفتیم  و با لباس قشنگ فرشتت از شما که زیباترین فرشته آسمونی خداوند برای مامان و بابا هستی عکسای قشنگ گرفتیم ، البته چون با موبایل از عکسات عکس گرفتیم هر کاری میکردیم نور می افتاد ، برای همین تو اینترنت عکسات اینجوری شده ، عزیزدلمون ببخش ، حسنا جون راستی آلبوم تولد 1 سالگیت هم با این عکسات تکمیل شد که مبارکت باشه .       قربون خنده های نازت بریم ، نفس مامان و بابا بازم تولدت مبارک ، ایشاله همیشه صحیح و سالم باشی و تولد 120 سالگیت رو جشن بگیریم . ...
21 فروردين 1394
1